|
طنز متفاوت!
|
||
|
شرح وقایع به صورت طنز! |
خوب بچه ها,چراغها را خاموش کنید تا من اسلایدهام را نشون بدم.
(چراغها خاموش می شود.استاد مثل هاج ,زنبور عسل,اطراف را نگاه می کند.هنوز نوری چشمان او را می زند)
ـ بچه ها,میشه این یکی چراغ را هم خاموش کنید؟
ـاستاد!این چراغ نیست.این نور پروژکتوره!
ـآهان!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیرمردی پنجاه ساله در بیمارستان بهرامی(بیمارستان اطفال)
ـپسرم چند روزیه همه جای بدنم درد میکنه
ـپدر جون!اینجا بیمارستان اطفاله.شما ماشاالله دوران طفولیت را خیلی وقته طی کردید.لطفا برید یک جای دیگر.
ـدکتر که دکتره!بچه بزرگ حالیش نیست.میگم همه جای بدنم درد میکنه.یه چیزی بنویس خوب بشه
(در این هنگام رزیدنت قاطی می کند)انگل داری؟!
ـنمیدونم.این دردها میتونه به خاطر انگل باشه؟!
پ.ن:مسروریم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در حاشیه پخش مستقیم تور دوچرخه سواری ریاست جمهوری در تهران در اطراف پارک لاله از شبکه سوم.
گزارشگر:در خدمت آقای ..... هستیم.مسئول برگزاری تور.به نظر شما برگزاری این تور با این حجم شرکت کننده از کشورهای مختلف چه پیامی میتونه داشته باشه؟
ـبنام خدا.با عرض سلام.به نظر من این نشون میده ما کاملا مملکت و مردم صلح طلبی داریم و تودهنی و مشت محکمیه به بقیه!
پ.ن:زین پس به حای واژه غریب و نامانوس صلح طلبی بفرمایید تودهنی و مشت محکم(البته به بقیه)
|
|